سوی محراب شدم با می ناب آلوده
سوی محراب شدم با می ناب آلوده در بغل مصحف و دامن به شراب آلوده دل سیه مست و خراب از اثر بادهٔ دوش بی…
سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟ من سوختم، آرایش ایوان که بودی؟ نگذاشته ای دین به خرابات نشینان در صومعه، غارتگر ایمان که بودی؟ خار…
سیه چشمی دلم را از پی تسخیر می آید
سیه چشمی دلم را از پی تسخیر می آید غزالی در هوای صید این نخجیر می آید جنونم آنقدرها شور دارد در ره شوقش که…
شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
شامی که مست صبح امیدش نمی کنند بخت سیاه ماست، سفیدش نمی کنند صیدی نمی کشند بتان در کمند عشق تا سایه پرور گُل و…
شادیم که شد جهان فراموش
شادیم که شد جهان فراموش جانان نشود ز جان فراموش شیون نرود به وصلم از یاد بلبل نکند فغان فراموش در دور نگاه فتنه خیزت…
شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را دیشب سر ره تنگ گرفتیم صبا را با سینهٔ افروخته آغوش گشادیم کای دیده به راهت دو…
شب زلف تو در خیالم آمد
شب زلف تو در خیالم آمد از بخت خود انفعالم آمد بی رحم تر است غمزه، امروز گویا رحمش به حالم آمد یاد قد اوست…
شب سودازدگان زلف پریشان تو بس
شب سودازدگان زلف پریشان تو بس صبح صادق نفسان چاک گریبان تو بس زمزم از حاجی و سرچشمه حیوان از خضر لب ما جرعه کش…
شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود گل داغ دل من انجمن آرای تو بود جلوه در آینه ام پرتو رخسار تو داشت سینه…
شبی ز هجر تو ما را به سر نمی آید
شبی ز هجر تو ما را به سر نمی آید که پارهٔ جگر از چشم تر نمی آید به رنگ مو، ز سرم خار پا…





