سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را

سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را چرا انگشت بر لب می زنی آتش بیانی را؟ کمی نبود خراش سینه ام را ای هلال…

Continue Reading...

سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شد

سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شد ما را رگ جان گشت و تو را موی میان شد اورنگ نشین بوده ام…

Continue Reading...

سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را

سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را کلک کهن مشق من، تیشهٔ فرهاد را هر سر موی من است، اینکه به میدان عشق سینه به…

Continue Reading...

سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری

سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری همه جا ریزه ی دل ریخته پا نگذاری می کند جلوه بی بود حباب آگاهت تا…

Continue Reading...

سر زلفی به عالم دام کردند

سر زلفی به عالم دام کردند دل رم خوردگان را، رام کردند چه جانها سوختند از داغ حسرت که تیغ غمزه، خون آشام کردند دلم…

Continue Reading...

سرت گردم، نمی پرسی تو هم دیوانه ای داری؟

سرت گردم، نمی پرسی تو هم دیوانه ای داری؟ نه آخر ای چراغ چشم من، پروانه ای داری؟ نشد از یک نهانی دیدنی، برداری از…

Continue Reading...

سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد

سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد شمع سحری برگ سفر هیچ ندارد جز شورش آفاق به عالم خبری نیست آسوده دل ما که خبر هیچ…

Continue Reading...

سفید کرد غمت دیده های تار مرا

سفید کرد غمت دیده های تار مرا بود سیاهی زلف تو روزگار مرا چو شمع، سوز دل خود مرا تمام کند به دیگری نگذارد غم…

Continue Reading...

سنگ و سفال میکده گوهر کند شراب

سنگ و سفال میکده گوهر کند شراب رنگ شکسته را گل احمر کند شراب جانم ز جام ساقی گلچهره مست بود زان پیشتر که لاله…

Continue Reading...

سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را

سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را نماید خانهٔ تاریک، روشن چشم عریان را درین محفل، سپندم بر دل بی تاب می لرزد مباد از…

Continue Reading...