ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را
ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را وآن گاه غم نباشد، بشکن سبوی ما را مجنون ما ندارد، پروای خار این دشت چنگال…
ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را
ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را مستانه بگو رمزی، بگشای معمّا را ظلمتکدهٔ عاشق، زان چهره منوّر کن تا چند به روز…
ساقی مده خمارم در انتظار چندین
ساقی مده خمارم در انتظار چندین گلشن وفا ندارد، گل اعتبار چندین هر بوالهوس ز تیغت صد زخم کاریش هست اخلاص جان سپاران نامد به…
ساقی می عارفانه ات کو؟
ساقی می عارفانه ات کو؟ جان داروی جاودانه ات کو؟ گیرم که نیم سزای احسان بخشایش بی بهانه ات کو؟ ما را سر تاج خسروی…
ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم آنقدر می به قدح ریز که سرشار شویم خبر از وضع جهان مرده دلی می آرد مصلحت…
سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش
سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش هر سنگ نشان، سنگ ره توست بهش باش با ساقی قسمت نتوان عربده انگیخت چون گل همه دم،…
سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید غنچه بی روی تو پیکان، به نظر می آید شده رسوایی ما، پردهٔ عریانی ما سینهٔ…
سبز شد خط لبّ یار، بهار است بهار
سبز شد خط لبّ یار، بهار است بهار ای جنون من سرشار، بهار است بهار سینه گو چاک زند زاهد محراب نشین سر ما و…
سبک از جا رود، هر کس که با ما یار می گردد
سبک از جا رود، هر کس که با ما یار می گردد نسیم گل چرا بر بی دماغان بار می گردد؟ برهمن زاده ای برده…
سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم نگاهش را تغافل، خواب صیاد است می دانم ز تیر غمزه ی سندان شکاف او خطر…





