رخ تو رونق صبح بهار می شکند

رخ تو رونق صبح بهار می شکند کرشمه تو، دل روزگار می شکند غرور گریهٔ دریا مدار مستی ما پیاله بر سر ابر بهار می…

Continue Reading...

دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود

دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود تا صبح بر رخم در میخانه باز بود روزی که عشق، خاک دیار نیاز گشت سرو تو…

Continue Reading...

رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟

رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟ این خرّمی از فیض بهار نظر کیست؟ حاشا چه کند، ترک نگاه تو ز قتلم این دشنه…

Continue Reading...

رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده

رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده چو لاله عارض گلبرگش آفتاب زده روان ز هر رگ مویش می مغانهٔ ما سر از چغانه…

Continue Reading...

رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست

رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست چاک جگر صبح سزاوار رفو نیست الوان نعم مائدهٔ عشق کشیده ست آن زهر کدام است که…

Continue Reading...

رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را

رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را مهر زبان دل مکن، نرگس سرمه سای را چند نگاه تلخ تو، زهر کند به ساغرم چاشنی تبسّمی،…

Continue Reading...

رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم

رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم ما جلوه پرستان به تماشا نرسیدیم چون موج سرابیم درین وادی خونخوار هر چند تپیدیم به دریا نرسیدیم…

Continue Reading...

رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته

رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته پیوند من ز جان شکیبا گسیخته یارای عقل نیست عنان داریم دگر زنجیر من بهار به صحرا گسیخته…

Continue Reading...

رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل

رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل باغ از گره غنچه دهد روی نما گل در انجمن صحبت ما باغ و بهاریست خاموشی ما…

Continue Reading...

رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را

رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را از خونم اگر غازه دهد، تیغ نگه را آن غالیه گون خال، ندانم به چه تقصیر در نیل…

Continue Reading...