دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت

دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت بوی گل و نسیم گلستان به ما نساخت پروانه را در آتش سوزان چه زندگی…

Continue Reading...

دور عذار تو، خط وجود ندارد

دور عذار تو، خط وجود ندارد آتش سوزان برق، دود ندارد بت ز فریبت گرفته کیش برهمن کیست که پیشت سر سجود ندارد؟ نقش تعلّق…

Continue Reading...

دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده

دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده کان ماه به شهر آمد، گرد سفر آلوده از خیل تماشایی، گردش حشری پویان آیینهٔ رخسارش، نور نظر…

Continue Reading...

دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی

دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی کز دیدهٔ مرغان حرم خواب ربودی هر چشم زدن، دیدهٔ دریا نسبم را غمهای تو از گریه سبکبار…

Continue Reading...

دیدم صنمی، های صلا، کعبه نشینها

دیدم صنمی، های صلا، کعبه نشینها بیعانه ببازید به یادش دل و دینها در عشق، دل از کوثر و رضوان نگشاید از دوست تسلی نتوان…

Continue Reading...

دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت

دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت ذوق مستی داشتم چون گل، ایاغ از دست رفت پای در دامان کشیدم شد گریبانگیر،…

Continue Reading...

دیدی چهاکرد، غم با دل من؟

دیدی چهاکرد، غم با دل من؟ رسوا دل من، شیدا دل من نور جمالت، شمع تجلی تن کوه طور و موسی دل من از خاطرم…

Continue Reading...

راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم

راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم در سنگ، فروغ شرر خویش گرفتیم تا خیره ز نورش نظر مهر نگردد در گرد یتیمی گهر…

Continue Reading...

رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع

رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع گل کرد در حضور تو، سوز نهان شمع پروانه را به خلوت آغوش می کشد نازم به گرمی…

Continue Reading...

راه دل و دین را زدی ای طرفه صنم، های

راه دل و دین را زدی ای طرفه صنم، های مژگان تو خواباند به ما، تیغ ستم های آوارهٔ کوی تو ندانم به چه حال…

Continue Reading...