خوش آنکه، دلم در شکن زلف تو جا داشت
خوش آنکه، دلم در شکن زلف تو جا داشت بخت سیهم، خاصیت بال هما داشت گر عشق ندادی به غمش نقد دو عالم در مصر…
خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند
خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند صف کرشمه، نگه های آشنا شکند به دیر و کعبه نماند درست پیمانی به دوش و بر اگر…
خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟ نوشین لبت اغیار مکیدند به ما چه؟ منت چه گذاری تو به ما پیش حریفان؟ شمع…
خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید ز گرد هستیم آن نازنین سوار برآید همین بس است که خود چاک می زنم به گریبان…
خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد
خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد شبیخونی نگاهت برسربخت نژند آرد شب بختم چو شمع ازداغ عشقت صبح محشرشد چها تا برسرمن…
خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد بسازد با خود و تنها بسوزد مرا پرورده عشق خانمان سوز شرار من دل خارا بسوزد دم گرمی…
خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را غزال وحشی دل، خضر فرخ پی شود ما را دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا…
دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو
دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو عالم خراب چشمم و چشمم خراب تو هشیاریم غنوده بالین بیخودی ست هوش از سرم برد نگهِ نیم خواب…
دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
دارد سر ما شورش سودایی اگر هست باشد دل ما، عاشق شیدایی اگر هست در دایرهٔ عشق پریشان نظر اوست آیینه صفت چشم تماشایی اگر…
دارم از عشق و جنون سلسله جنبانی چند
دارم از عشق و جنون سلسله جنبانی چند در میان تاول آواره بیابانی چند در ره شوق، من و سینه ی نالان جرس عرضه کردیم…





