خوبان به ره مهر و وفا پا نگذارند

خوبان به ره مهر و وفا پا نگذارند تا حسرت عالم به دل ما نگذارند این رسم، غریب است که در خلوت دیدار بی پرده…

Continue Reading...

خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید

خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید داغت به جبهه دارد، رخسار می نماید حربا، زند به عشقت از مهر نعل وارون جوزا برهمن توست، زنار…

Continue Reading...

خورشید به حسن یار من نیست

خورشید به حسن یار من نیست مه را نمک نگار من نیست محروم بود همیشه عاشق این است که در کنار من نیست نومیدی عاشقان…

Continue Reading...

خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست

خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست عینک حجاب گردد، اگر دیده تار نیست دشتی که شوق آبله پا قطره می زند یک خار، زیر…

Continue Reading...

خورشید، درین کلبه شب افروز نباشد

خورشید، درین کلبه شب افروز نباشد خورشید رخی، تا نبود روز نباشد در جعبهٔ مژگان جفاکیش تو جانا یک تیر ندیدیم که دلدوز نباشد هرگز…

Continue Reading...

خوش آن عاشق که شیدای تو باشد

خوش آن عاشق که شیدای تو باشد بیابان گرد سودای تو باشد سواد سومنات اعظم دل خراب چشم شهلای تو باشد من این دستی که…

Continue Reading...

خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی

خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی ز عکس چهره می لاله گون بیارایی برون ز پرده گر آیی، جهان بیاساید به خاطری که درآیی، درون…

Continue Reading...

خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم

خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم به جان غلامی رند شراب خواره کنم حصاریم غم دنیا و آخرت دارد ازین میانه به مستی…

Continue Reading...

خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد

خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد در خلوت اندیشه، همین جای تو باشد فردوس برد رشک برآن سینهٔ گرمی کآتشکدهٔ حسن دلارای تو باشد…

Continue Reading...

خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد

خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد غبار توبهام از دل، شراب بردارد رهین منّت دریا نمی توان گشتن بگو به ابر، ز چشم من آب…

Continue Reading...