خجل در برم، عقل نادان نشیند
خجل در برم، عقل نادان نشیند چو زاهد که در بزم مستان نشیند نشیند خیال تو در گوشهٔ دل چو یوسف که در کنج زندان…
خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود
خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود بی ناله های زار، نی استخوان نبود گلزار حسن توست کز آدم دمیده است هرگز مرا به…
خدا در ماتم آسودگی شادم نگهدارد
خدا در ماتم آسودگی شادم نگهدارد ز قید هر دو عالم عشق آزادم نگهدارد ز تاثیر محبت در قفس چشم اینقدر دارم که از درد…
خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را
خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را به الفت آشتی ده، آن قرار بی قراران را غم دیرینه دارد الفتی با چشم گریانم شراب کهنه مشتاق…
خراباتی نژادم دلق شیادانهای دارم
خراباتی نژادم دلق شیادانهای دارم صراحی در بغل، در آستین پیمانه ای دارم به ناقص فطرتان بخشیده ام دنیا و عقبا را گدای کوی عشقم…
خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید مگر یک بار هم از کوچه راه انتظار آید گوارا نیست آب زندگانی، بی حریفانم به حسرت…
خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی
خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی خمارآلوده ام، از گردش پیمانهٔ چشمی شراب شوق هر کس جلوه در پیمانه ای دارد که مجنون محو لیلی…
خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم گران سنگ است صبر کوه بنیادی که من دارم خروش من صفیر بلبل تصویر را ماند نواپرداز خاموشی…
خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی
خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی داغ جمعیتم، ای زلف پریشان مددی عقده ها، پیش ره، از آبلهٔ پا دارم دستم و دامنت، ای خار…
خرقه را در گرو ساغر لبریز کنیم
خرقه را در گرو ساغر لبریز کنیم ما خراباتی و رندیم چه پرهیز کنیم؟ گر صبا بگذرد از تربت ما سوختگان به هوای رخ زیبای…





