پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش

پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش جز پیش خود نیارم، هرگز فرو سر خویش گر داغ سینهٔ خود خورشید را نمایم گردون…

Continue Reading...

پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم

پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم آتش به سنگ بود که ما خانه سوختیم لب ناچشیده از نفس آتشین خویش چون داغ لاله، باده به…

Continue Reading...

پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟

پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟ بوی گل گسسته عنان در هوای کیست؟ بر گرد اوست کعبه و بتخانه در طواف دولتسرای دل حرم…

Continue Reading...

پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد

پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد دیگر چه علاج دل بیمار توان کرد؟ من مردم و یک بار به خاکم نگذشتی این…

Continue Reading...

پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد

پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد آلودگی، ثلاثهٔ غسّاله می برد پیداست حال عشرت گلگشت روزگار از داغ حسرتیکه به دل لاله می برد…

Continue Reading...

تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است

تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است اندیشهٔ شیرینی جان، خواب و خمار است در عشق حلال است مرا چاشنی شور زخمم نمکستان…

Continue Reading...

تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست

تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست ذوق وصلی به کمال و شب هجرانی هست چون سر از پیرهن عشق برآرد عاشق؟ نه رقیبی…

Continue Reading...

تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان

تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان خاطر شده آشفته و گفتار پریشان دامن مکش ای نخل وفا از کف عاشق گل را نکند همرهی…

Continue Reading...

تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده

تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده شرمندهام که در غمش آسان برآمده از پیچ وتاب عشق ندارم شکایتی دل در شکنج طره پیچان…

Continue Reading...

تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را

تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را غیرت سرپا زد کف خاکستر ما را خوش دردسری می کشم از درد، ندانم بالین ز دَمِ تیغ…

Continue Reading...