به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم

به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم اشارت سوی من کردی هلال عید گردیدم قدم گر رنجه می گردد، غباری مرحمت فرما به راه انتظارت…

Continue Reading...

بهار جلوه چون ره برگلستان تو اندازد

بهار جلوه چون ره برگلستان تو اندازد صبا زان طرّه، سنبل درگریبان تو اندازد مکش زنهار، امروز از کف افتاده ای دامن که کار خویش…

Continue Reading...

بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آید

بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آید شلایین جلوه و سنبل پریشان کرده می آید حلالم باد مستیها، مبارک سینه چاکیها قدح پیموده…

Continue Reading...

بهل آهنگ سلطانی درین کاخ

بهل آهنگ سلطانی درین کاخ سرآور با پریشانی درین کاخ اگر شیری،که از موری زبونی مزن طبل سلیمانی درین کاخ درخشان می شود مانند خورشید…

Continue Reading...

بهار شد که چمن جام ارغوان گیرد

بهار شد که چمن جام ارغوان گیرد ز جوش سبزه زمین رنگ آسمان گیرد به طرف باغ بساط زمردی فکنند ز لاله برهمن خاک، طیلسان…

Continue Reading...

بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟

بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟ در فیضی به دل، از مصر لقا بگشایند ای خوش آن وقت که در دامن شب های…

Continue Reading...

بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی

بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی هلال جام می گردد، به ایمان تو ای ساقی ز رنگت آتشین شد گل، ز…

Continue Reading...

بود یارم غم دیرینهء خویش

بود یارم غم دیرینهء خویش پریزادم دل بی کینهٔ خویش عنانم درکف طفلی ست خود رای ندانم شنبه و آدینهٔ خویش بود عمری که می…

Continue Reading...

بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم

بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم هلال آسا کشد خمیازهٔ خورشید آغوشم؟ به باد دامنی از خاک بردارد شهیدان را…

Continue Reading...

بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند

بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند طرفه شوری به دماغ دل ما ریخته اند به سر کوی تو ای قبلهٔ ارباب نیاز نقش پیشانی…

Continue Reading...