به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟
به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟ تو دل نداده ای، از دلستان چه می دانی؟ نگشته در رهِ یوسف، سفید دیده تو…
به کف شاخ ز گل جام رسید
به کف شاخ ز گل جام رسید شاهد باغ، می آشام رسید خاک را خلعت خضرا دادند غنچه را حلهٔ گلفام رسید ابر با چتر…
به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را نشانی سرو، از بالا بلندان می دهد ما را نکرد آن غنچه لب در مستیم…
به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
به گرد عارض او خط عنبرین پیداست چو سبزه ای که بر اطراف یاسمین پیداست ز نام تقوی من، بلکه سرگران شده ای؟ که از…
به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است
به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است فسون دوستیم با تو بی وفا عبث است دلم به سینه کنون کز تغافلت خون شد تسلّیم…
به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم
به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم چو خم بسپار زیر طارم انگور در خاکم اجل مستور اگر سازد مرا از دیده مردم…
به ناکامی گذشت، ای شاخ گل، دور از تو ایامی
به ناکامی گذشت، ای شاخ گل، دور از تو ایامی کسی را چون برآید کام دل از چون تو خودکامی؟ درین مدت که آهم نامه…
به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم نگاهی گرد دل می گردد و اظهار نتوانم ز خجلت سر به پیش افکنده ام نه عجز…
به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما رسیده است به شب، روز زندگانی ما به ما قفس وطنان، نوبهار می خندد خزان رسید و نشد…
به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم چو بوی گل همه جا همره صبا رفتم میانهٔ من و آن تیر غمزه عهدی بود به…





