ای خستهٔ بی قرار چونی؟

ای خستهٔ بی قرار چونی؟ بی مونس و غمگسار چونی؟ یاران چه شدند و دوستداران؟ بی یار، درین دیار چونی؟ درگریه نمک نمانده دیگر ای…

Continue Reading...

ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار

ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار دیدی جگر عشق نداری گله بگذار سرگشتگی ات راهبر کعبهٔ وصل است گر مرد رهی نقش پی غافله…

Continue Reading...

ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر

ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر با می، دمار از خرد ذوفنون برآر شیرین به کام خسرو و ناکام کوهکن ای رشک،…

Continue Reading...

ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم

ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم در کشور جان و دل، جانانه تو را یابم در دیدهٔ بیداران، در جلوه تو را…

Continue Reading...

ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟

ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟ خرمن به باد داده و رسوای کیستی؟ در محفلی که موج پریزاد می زند آیینه دار حسن دلارای کیستی؟…

Continue Reading...

ای روی تو را موج عرق آینه سازی

ای روی تو را موج عرق آینه سازی آیینه ز عکس تو پریخانهٔ نازی در چنگل مژگان تو گردون قویدست گنجشک ضعیفی ست به سر…

Continue Reading...

ای ساقی صبوح نجات از خمار بخش

ای ساقی صبوح نجات از خمار بخش جامی به طاق ابروی صبح بهار بخش تا کی به قید عالم صورت به سر بریم؟ آیینه را…

Continue Reading...

ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما

ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما سودایی خال تو، سویدای دل ما دارد به گریبان تمنا، گل امّید از خار رهت، آبلهٔ پای…

Continue Reading...

ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دف

ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دف جان مرا ز غم رهان، خیز و بیار چنگ و دف مطرب عاشقان بزن…

Continue Reading...

ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟

ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟ از خویش برون آی به یاهوی بلندی بر خویش نبالیم به درویشی و شاهی بر دوش نداریم پلاسی…

Continue Reading...