اهل نظر، از آن در یکتا چه دیده اند

اهل نظر، از آن در یکتا چه دیده اند با دیدهٔ حباب ز دریا چه دیده اند؟ حسن بتان به ساده دلی ها نمی رسد…

Continue Reading...

ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو

ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو آتش به جان، گل از رخ چون ارغوان تو محو سبک عنان مژه کافرت شوم رنگین نشد به…

Continue Reading...

ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل

ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل مانند صبح آیینه را خورشید تابان در بغل هندوی خالت را بود چین و ختن…

Continue Reading...

ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه ای

ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه ای دل شمع رخسار تو را، آتش به جان پروانه ای اندیشه ی پیر خرد، با کبریای…

Continue Reading...

ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط

ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط حسنت کشیده بر ورق آفتاب خط رسم است موی را رسد از شعله پیچ و تاب زانرو…

Continue Reading...

ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی

ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی ترسم که رخش بینی و دیدن نتوانی سخت است گرفتاری و آوارگی ای دل وحشت نگذاری و رمیدن نتونی بسمل…

Continue Reading...

ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات

ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات رخساره و خطّت گل و ریحان خرابات از زمزمه معذورم اگر مست و خرابم دل می رود از…

Continue Reading...

ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را

ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را شد دیده بهشتی ز تماشای تو ما را مست آمدی و تیغ به کف سر طلبیدی…

Continue Reading...

ای درد تو یار جانی من

ای درد تو یار جانی من اندوه تو شادمانی من پیرایه ی داغ توست چون شمع سرمایه ی زندگانی من بیماری من حلاوت آمیخت با…

Continue Reading...

ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ

ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ آیا خبرت هست ز حال دل ما هیچ؟ از منتم آزاد، به عشق تو که دارم…

Continue Reading...