اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت با کوردلان، نور تجلّا نتوان گفت چون آینه، کز جلوهٔ دیدار شود گم ما را به تماشای…
اشک چشم من و شراب یکیست
اشک چشم من و شراب یکیست دل گرم من و کباب یکی ست بحر، بحر است و موج در تکرار ذرّه بسیار و آفتاب یکی…
اشکم از دیده به دنبال کسی می آید
اشکم از دیده به دنبال کسی می آید ناله بر لب، پی فریادرسی می آید آتشم گر زده ای، شمع صفت خندانم شکر جور تو…
اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم خون دلم، ز دیدهٔ گریان فروچکم تا گوهرم طراز کلاه و کمر شود از ابر تیغ بر سر میدان…
اشکم نمک به دامن ناسور می کند
اشکم نمک به دامن ناسور می کند دربا ز رشک حوصله ام شور می کند بیداد ناوک مژه زهراب دادهای هرجا دلی ست خانهٔ زنبور…
اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت غم لاله لاله خون دل از چشم داغ ریخت از خار خار هجر تو پای تلاش من…
افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را نادیده مبین چشم جهان دیدهٔ ما را با سینهٔ اخگر چه کند، سوز شراری؟ از داغ چه…
افزود خواب غفلت جاهل چو پیر شد
افزود خواب غفلت جاهل چو پیر شد موی سفید در رگ این طفل، شیر شد روز فتادگی، شدم از سعی بی نیاز پای ز کار…
افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما گوشهٔ خاطر ما، ملک سلیمانی ما بس که سودیم به راه تو جبین را چو صدف استخوانی…
افشاند نسیم سحری زلف نگاری
افشاند نسیم سحری زلف نگاری می خواست دماغ دل ما، بوی بهاری تا بخت نصیب نظر پاک که سازد برداشت صبا از سر کوی تو…





