نه دل که چو گل به پیش یاری داریم

نه دل که چو گل به پیش یاری داریم نه جان که ازو امید کاری داریم چون شیشه ی ساعت از سپهر ناساز در سینه…

Continue Reading...

هرکس در کینه زد، دل آزاری دید

هرکس در کینه زد، دل آزاری دید از کرده ی خویشتن بسی خواری دید نرمی ست علاج کینه ی سخت دلان هموار شود سیل چو…

Continue Reading...

نوروز شد و زد به گلستان ز فرح

نوروز شد و زد به گلستان ز فرح طاووس بهار، چتر از قوس قزح در بزم ز جوش گل ز بس جای نماند استاده چو…

Continue Reading...

نوروز تو از گل به قدح سازی باد

نوروز تو از گل به قدح سازی باد با لاله رخان کار تو گلبازی باد اوراق نشاط را به بزمت دایم شیرازه ز موج می…

Continue Reading...

هرگز نرسانیده سعادتمندی

هرگز نرسانیده سعادتمندی از پهلوی خود فیض به حاجتمندی هرچند که چون پیاله گردید دلم غیر از خم می ندید دولتمندی سلیم تهرانی

Continue Reading...

یخ بسته جهان ز بس ز تأثیر هوا

یخ بسته جهان ز بس ز تأثیر هوا شد موجه ی آب همچو موج خارا در صفحه به شکل نقطه گردیده الف از بس که…

Continue Reading...

آب حیات در رقم مشک فام ماست

آب حیات در رقم مشک فام ماست از خضر خامه، زندهٔ جاوید نام ماست با لذت است کام جگرهای سوخته از شور عشق تا نمکی…

Continue Reading...

ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی

ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی خوش بود بادهٔ خورشید لقا، ای ساقی دردسر می کشی از نالهٔ مخمور، چرا؟ می توان…

Continue Reading...

آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد

آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد غنچه را جام شکفتن، لب خندان تو داد بامدادان نکنم پاره گریبان، چه کنم؟ سینه ی…

Continue Reading...

ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی

ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی گرد سرت بگردم، جامی بیار، ساقی برخیز و جلوه سرکن، بگشای جعد مشکین باد از دم بهاران، شد مشکبار، ساقی…

Continue Reading...