دیگر ز بهار، شورش مرغان است
دیگر ز بهار، شورش مرغان است وز نغمه چمن چومجلس مستان است از سبزه زمانه عرصه ی کشمیر است وز لاله چمن دیار داغستان است…
دیگر ز چمن خرمی اخراج شده ست
دیگر ز چمن خرمی اخراج شده ست سامان گل از خزان به تاراج شده ست پروانه به بخت خویشتن می نازد بلبل به گل چراغ…
زان طرف کله چو کاکل آید بیرون
زان طرف کله چو کاکل آید بیرون دود از دل شاخ سنبل آید بیرون در هر چمنی که روی او گل باشد از غنچه چو…
رخشت که دمش علامت چوگان است
رخشت که دمش علامت چوگان است در دعوی خود چو گوی در میدان است رنگین شود از رنگ خوشش دست، مگر در خانه ی زین…
صبح است و نوای بلبلی می آید
صبح است و نوای بلبلی می آید زان طره نسیم سنبلی می آید همچون مژه در دیده ی ما جا دارد خاری که ازو بوی…
عید تو به سامان ز طرب سازی باد
عید تو به سامان ز طرب سازی باد انجام نشاط تو در آغازی باد تا بال همای عید باشد مه نو اقبال تو در بلندپروازی…
عارف که به سعی خویش از دنیا رفت
عارف که به سعی خویش از دنیا رفت مرغی به قفس بال همی زد تا رفت زین چاه که فکر تو به جایی نرسد منصور…
عید است، دکان زهد را تخته کنید
عید است، دکان زهد را تخته کنید چون آینه دلها همه یکلخته کنید خواهید اگر لطیف و فربه گردد زنهار بط شراب را اخته کنید…
کو ساقی، تا ره مروت سپرد
کو ساقی، تا ره مروت سپرد یک جام می آرد، غم ما را ببرد زاهد چه مذاق خیره ای داشته است نزدیک شده دختر رز…
عید تو همیشه در طرب سازی باد
عید تو همیشه در طرب سازی باد کار تو چو خورشید سرافرازی باد در بزم تو چرخ از سرانگشت هلال چون کاسه ی چینی به…





