یار ما مونس بد و نیک است
یار ما مونس بد و نیک است ما چه دوریم و او چه نزدیک است دل من از خیال طره ی او همچو پای چراغ،…
یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت
یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت دل کجا ماند به جای خویش چون دلبر گریخت بود هندستانی و از روی خود مهتاب دید…
ابروی تو از غمزه دگر پر گره است
ابروی تو از غمزه دگر پر گره است تیری انداز چون کمان به زه است هر عضوم ازو، جدا نشاطی دارد در دل عشق تو…
از شورش دریاست دلم غمخورکی
از شورش دریاست دلم غمخورکی خوش نیست صدای آب جز شرشرکی بار سفرم کجا به کشتی بودی چون موج مرا بودی اگر اشترکی سلیم تهرانی
از تندی مرکب نه ز زین افتادی
از تندی مرکب نه ز زین افتادی گویم ز چه ای قبله ی دین افتادی از غیب ترا بشارت فتح رسید در سجده ی شکر…
از شوق تو خون در دل گل می جوشد
از شوق تو خون در دل گل می جوشد شمع از هوست به سوختن می کوشد از عکس گل روی تو دایم چون گل آیینه…
از صحبت آن رشک ملک می ترسم
از صحبت آن رشک ملک می ترسم زخمم، ز ملاقات نمک می ترسم یک خنده به کام دل نکردم هرگز چون طفل دبستان ز فلک…
از گریه ی ماست هرکجا طوفانی ست
از گریه ی ماست هرکجا طوفانی ست وز ناله ی ماست هرکجا افغانی ست بلبل که به علم ناله افلاطون است در مکتب ما، طفل…
از یک طرف آشنا و غیری داری
از یک طرف آشنا و غیری داری وز سوی دگر، کعبه و دیری داری هر گاه درین دشت تماشاگاهی ست خوش باشد اگر دماغ سیری…
افسوس که از شورش این بحر خطیر
افسوس که از شورش این بحر خطیر عاجز گردید ناخدای تدبیر از موج به موج است گذارم، گویی مورم که رهم فتاده بر روی حصیر…





