میدهد سیل سراغ ره ویرانهٔ ما
میدهد سیل سراغ ره ویرانهٔ ما چون صدف در بغل موج بود خانهٔ ما چوب گل بهر دوا در همه گلزار نماند بلبلان را چه…
میکشان روی تمنا کی به زمزم مینهند
میکشان روی تمنا کی به زمزم مینهند جام میگیرند و منت بر سر جم مینهند ترک عالم لازم مستیست، میخواران از آن وقت جام می…
نارسایی به هنر در همه جا همراه است
نارسایی به هنر در همه جا همراه است جامهٔ سرو ز موزونی او کوتاه است قسمتم نیست که از بند غم آزاد شوم رفت صد…
ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته سرمه پنداری به خاک من چو زاغ آمیخته از نصیحت آن که آموزد ترا سنگین دلی…
نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست
نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست همچو مخمل خواب ما را طالع تعبیر نیست روی دل هرگز نمی بیند ز ما آشفتگان همچو داغ…
نخورند در گلستان، گل و لاله آب بیتو
نخورند در گلستان، گل و لاله آب بیتو به گلوی شیشهٔ می، نرود شراب بیتو چو دو یار مهربانی که ز هم جدا نگردند به…
نتوان گفت به رویش سخن آینه را
نتوان گفت به رویش سخن آینه را نسبتی با تن او نیست تن آینه را شوق رویش همه کس را به غریبی دارد سبب این…
نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو چه روی گاه سوی گنجه و گاهی باکو؟ طرفه عهدی ست، که انگشت تحیر شده است آشنای…
نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد
نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد که سرو رعشه ز سرما به یاد بید دهد ز برگ بید که در آب ریخت باد خزان حباب…
نشان هستی من چون حباب پیرهن است
نشان هستی من چون حباب پیرهن است ز ضعف، بند قبای من آستین من است مکن ز سایه ی دیوار خویش ما را دور که…





