مرا معانی کوتاه، دلپسند نباشد

مرا معانی کوتاه، دلپسند نباشد چو کر نمی شنوم تا سخن بلند نباشد اگر بود ز من آزرده مدعی عجبی نیست ز مومیایی، راضی شکسته…

Continue Reading...

مردم و زخم از دم شمشیر می‌آید هنوز

مردم و زخم از دم شمشیر می‌آید هنوز استخوانم خاک گشت و تیر می‌آید هنوز از جنونم سال‌ها رفت و دل دیوانه را بی‌خودی از…

Continue Reading...

مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا

مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا که می پرست نزد بر شراب، استغنا دلی که در چمن محفل تو ره دارد زند به…

Continue Reading...

مژده ی حسن قبولم در سخن از اول است

مژده ی حسن قبولم در سخن از اول است وصل گل پیراهنان تعبیر خواب مخمل است نشأه ی دولت ندارد کبریای علم را نخوت دود…

Continue Reading...

مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت

مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت در میان شعله و خاشاک، صحبت درگرفت جوهر پاکان کجا آلوده ی زینت شود؟ همچو…

Continue Reading...

مژگان من وظیفهٔ خوناب می‌خورد

مژگان من وظیفهٔ خوناب می‌خورد غواض نان ز سفرهٔ گرداب می‌خورد داغم ز دست لاله که در موسم بهار دارد شراب در قدح و آب…

Continue Reading...

مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر

مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر قطره ی آب گهر باش و ز طوفان مگذر پا به اندازه کشیدن روش اهل دل است همه…

Continue Reading...

مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد

مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد از پنجه ی خورشید اگر شانه نسازد روشن نشود دلبری شمع، کسی را تا سرمه ز خاکستر پروانه نسازد با…

Continue Reading...

مستان تواند خسته ای چند

مستان تواند خسته ای چند چون توبه ی خود، شکسته ای چند در کوی تو همچو مرغ بسمل برخاسته و نشسته ای چند شاید به…

Continue Reading...

مشاطه را جمال تو دیوانه می کند

مشاطه را جمال تو دیوانه می کند کآیینه را خیال پریخانه می کند خورشید را به کوچه ی زلفت نشد نصیب آن عشرتی که شبپره…

Continue Reading...