محبت از دل ما شُسته نقش کینهخواهی را
محبت از دل ما شُسته نقش کینهخواهی را زیارت میکند چون کعبه برق ما سیاهی را ز فیض پرتو دل شکرها دارم درین گلشن که…
مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا
مدعی کو تا چراغ محفلم بیند ترا غافل از راه آید و در منزلم بیند ترا از ترحم سنگ را دل خون شود هر گه…
مرا بر حاصل کس نیست امید
مرا بر حاصل کس نیست امید از آنم دل کشد بر سایهٔ بید کریمش چون توان گفتن، لئیم است گنه را هرکه نتوانست بخشید تلاش…
مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد
مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد که ریگ بادیه را سوی باغ، آب آورد شکست رنگ به جای خمار گل ها را که لاله…
مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است در جدل گوش و زبانش سپر و شمشیر است باغبان گو مشو از صحبت ایشان غافل گل جوان…
مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است قبای شعله چو پیراهن کتان خنک است چو شعله سرکشی گلرخان همه گرمی ست به مشرب دل…
مرا ز بزم خود آن پر عتاب میراند
مرا ز بزم خود آن پر عتاب میراند چو سایه کز بر خود آفتاب میراند چنان به راه تو صید فریب گشته دلم که هر…
مرا ز راز دو عالم، سخن بلندتر است
مرا ز راز دو عالم، سخن بلندتر است حدیث اهل محبت ز عالم دگر است بیا که موسم گل چون نسیم در گذر است بط…
مرا گوش از بهر پیغام اوست
مرا گوش از بهر پیغام اوست زبان در دهن از پی نام اوست کسی کز فغان من از خواب ناز نگردیده بیدار، بادام اوست ز…
مرا کی از سبوی می گزیر است
مرا کی از سبوی می گزیر است که در روز خمارم دستگیر است به نامه چون نویسم راز دل را حدیثم شعله و کاغذ حریر…





