ما را سپرده است به ساقی حبیب ما

ما را سپرده است به ساقی حبیب ما نیکو خلیفه ای ست که دارد ادیب ما مخمور شوق را می وصل است سازگار ما خسته…

Continue Reading...

ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم

ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم بر برگ لاله طرح تماشا فکنده ایم چون آینه ز دیدن او چشم ما پر است یوسف به…

Continue Reading...

ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است

ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است در مجلس مستان، عرق فتنه شراب است ویرانه ی ما رونق میخانه شکسته ست تا صورت…

Continue Reading...

ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم

ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم چون سرمه، سر راه به فریاد گرفتیم ما جوهر خود از نظر خلق نهفتن تعلیم ز آیینه ی…

Continue Reading...

ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار ما

ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار ما بیضهٔ بلبل بود هر غنچهٔ گلزار ما دست بر سر می‌زند همچون مگس شکرفروش زهر خود…

Continue Reading...

ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم

ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم چون لاله در لباس شهیدان نشسته‌ایم هر یک به فکر طرّه‌ای آشفته‌خاطریم جمعیم دوستان و پریشان نشسته‌ایم یاران…

Continue Reading...

ما و دل دیگر به کوی تندخوی تازه‌ای

ما و دل دیگر به کوی تندخوی تازه‌ای هر زمان داریم با هم گفتگوی تازه‌ای نه به مهر و ماه ماند، نه به گل‌های چمن…

Continue Reading...

ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید

ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید همچو گنبد به سر گور تو مندیل سفید هر سر موی تو پیداست ز زیر جامه چون…

Continue Reading...

مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی

مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی شکست از سنگ ما بر ساغر چینی رسد مویی درین نخجیرگاه افلاک را بنگر سراسیمه که…

Continue Reading...

ماه چون روی او نمی باشد

ماه چون روی او نمی باشد به ازان روی، رو نمی باشد یار ما با همه جهان یکروست شمع را پشت و رو نمی باشد…

Continue Reading...