گر امید رحمی از فریادرس میداشتم
گر امید رحمی از فریادرس میداشتم لب نمیبستم ز افغان تا نفس میداشتم شور فریادم بیابان را به تنگ آورده است کاش آواز خوشی همچون…
گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است نیست بی مصلحتی، این روش صیاد است چه توان کرد، هنر قسمت ما شد ز جهان…
گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را
گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را از خوی خجلت بشویی نسخهٔ اشعار را شعر خود را گر به از هر شعر دانی…
گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست همچو نخل موم، ما را ریشهای در خاک نیست نیست حرف آرزو بر گفتگوی ما سوار…
گر عاشقی، از گنه چه باک است
گر عاشقی، از گنه چه باک است خورشید به هرچه تافت پاک است داغ دلم از غبار خاطر چون حلقه ی دام، زیر خاک است…
گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را
گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را ز سبزی داغ دارد چهره ی او خال لیلی را به باغ ای گل نزاکت را به…
گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم تهی مباد ز سرو تو هرگز آغوشم ز دست سیلی ایام، شکوه ای دارد به بزم، ناله ی…
گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما
گریه طوفان می کند از نکهت محبوب ما همچو دریا باد باشد باعث آشوب ما کو جنونی تا همه عالم ز ما چینند گل باغبان…
گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت
گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت همچو صبح از اثر داغ، گریبانم سوخت هیچ جایی اثری نیست ز خاکستر من آتش عشق تو از…
گل از هوای تو در رنگ و بو نمیگنجد
گل از هوای تو در رنگ و بو نمیگنجد ز شوق لعل تو می در سبو نمیگنجد چو مو ضعیف شدم در هوای صحبت تو…





