شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت
شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت از طرب چون صبح صوفی سبحه را پیمانه ساخت گلشن از بلبل، من و بزمی که…
شد بهار و شمع با گل آشنایی میکند
شد بهار و شمع با گل آشنایی میکند آشنایی از برای روشنایی میکند با تپانچه میتوان تا چند رو را سرخ داشت؟ چهره را لعلی…
شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود مایه ی خود گلفروش از گوشه ی دامان گشود گل چنان آیینه ای افروخت کز شوق سخن…
شد بهار و به بوستان عید است
شد بهار و به بوستان عید است لاله با گل به دید و وادید است جام گیتی نماست ساغر گل باغبان جانشین جمشید است هر…
شد بهار و بوستان را داد آب و تاب ابر
شد بهار و بوستان را داد آب و تاب ابر مژده مستان را که خوب آمد برون از آب ابر جز به وقت خود ندارد…
شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت
شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت برگ جمعیت فراهم کن که برگ تاک ریخت بر مشامم بوی او هرگاه آمد از نسیم…
شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق همچو قمری گشت طوق گردنم زنار عشق بلبل از حسرت اگر در فصل گل نالد رواست…
شراب ای گل رعنا نهفته چند کشی
شراب ای گل رعنا نهفته چند کشی پیاله نوشی و لب را به آب قند کشی بنوش جامی و چون گل شکفته شو، تا چند…
شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت بوی گل جنون ز دماغم به در نرفت هر کس به راه شوق تو چون شعله گرم…
شراب صحبت اهل جهان صداع آرد
شراب صحبت اهل جهان صداع آرد جنون کجاست که سنگ از پی نزاع آرد ازین خرابه دم رفتن است، عشق کجاست که هوش را به…





