سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم

سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم دماغ کو که به بوی گلش علاج کنیم به دفع سرکشی آتش، آب می باید کجاست…

Continue Reading...

سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد

سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد غبار کوی تو رنگی به روی ما آورد جهان سفله اگر داد جرعه ی آبی همان نفس…

Continue Reading...

سرو شد باز با صبا رقاص

سرو شد باز با صبا رقاص برگ گل گشت در هوا رقاص سیل نالان و کف زنان از شوق کوه چون سنگ آسیا رقاص شده…

Continue Reading...

سرم از داغ سودا، باغ زاغان

سرم از داغ سودا، باغ زاغان دلم درهم چو کار بی دماغان خورم می از سفالین ساغر خود به طاق ابروی زرین ایاغان مپرس از…

Continue Reading...

سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا

سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا نرگس زن شده گل، گوشه ی دستار ترا پای مجنون تو در سلسله کی بند شود طوق…

Continue Reading...

سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود

سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود دلم چو گوهر غلتان به تار چنگ دود دلیرکرده ی می را ز خصم پروا نیست چو…

Continue Reading...

سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست

سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست رقمی خوشتر ازین نقش جبین می بایست آنچه بایست در آیین وفا، من کردم این…

Continue Reading...

سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد

سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد یک کار نکردیم که تقصیر نباشد بی زلف تو آرام به فردوس ندارم جایی نتوان بود که زنجیر…

Continue Reading...

سوختن از تب سوزان محبت تابی ست

سوختن از تب سوزان محبت تابی ست تشنگی از چمن عشق، گل سیرابی ست انتظار غمی از هر طرفی دارد دل چشم ویرانه ز هر…

Continue Reading...

سری دارم چو مغزش در میان درد

سری دارم چو مغزش در میان درد ولی همچون گره بسته در آن درد هما دارد، شنیدم، استخوان درد من رنجور هم دارم همان درد…

Continue Reading...