سحر شد و دم تأثیر ناله میگذرد
سحر شد و دم تأثیر ناله میگذرد تو خفته ای به کمین و غزاله میگذرد ز چیست این همه تعجیل عمر، حیرانم که تند و…
سحر زان شمع باشد تاب خورده
سحر زان شمع باشد تاب خورده که او شب باده در مهتاب خورده دلم بی نغمه ذوق از می ندارد گل ما آب از دولاب…
سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت
سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت ز لطف جلوه اش آب از سر نهال گذشت مدار مجلس افتادگان به او افتاد ستم به…
سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقیست
سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقیست فصل گلریزان داغ و نوبهار عاشقیست از دلم چون کاوکاو شوق را بیرون کنم؟ نیست این خار کف پا،…
سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دلها
سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دلها تماشا کن در او چون کاروان کعبه محملها ز زهد و توبه در کار دلم صد عقده…
سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است خاستن از سر جان عشق ترا تعظیم است شوق دیدار به هرجا که شود حوصله سوز تیشه…
سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست
سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست با همه سنگدلان است، همین با او نیست شرح مخموری آن چشم چه سان بنویسم…
سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید
سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید کز باد نفس، غنچه ی تبخال گشاید پیچیدگی زلف سخن، حسن کلام است دایم دلم از همدمی لال…
سخن ماست سربسر مرغوب
سخن ماست سربسر مرغوب گرچه پیچیده است چون مکتوب چشم از جلوه های قامت دوست همچو دریا پر است از آشوب خاک از بس که…
سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش در راه عشق پا چو نهی، سر به راه باش آسودگی ز گلشن فقر…





