رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است

رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است رنگین بود آن نقل که از شکر سرخ است آن لعل که در گوش تو ای زهره…

Continue Reading...

رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود

رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود همچو ابراهیمش آتش لاله و گل می‌شود گر ز قید ناخدا آزادسازی خویش را موج دریا همچو مرغابی ترا پل…

Continue Reading...

رو به آزار دل خصم دل آزار منه

رو به آزار دل خصم دل آزار منه گر همه شعله شوی، پا به سر خار منه پرتو فیض کی از صحبت هرکس خیزد سینه…

Continue Reading...

رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟

رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟ حاجت تعلیم نبود مردم فهمیده را هر کسی بیرون نمی آرد سری از زلف او شانه داند…

Continue Reading...

روز و شبم اگر به حضوری چه فایده

روز و شبم اگر به حضوری چه فایده نامهربان و طفل [و] غیوری چه فایده همچون زلال بادیه از تشنگی مرا شیرین به چشم آیی…

Continue Reading...

روزگار از چمن وصل توام دور افکند

روزگار از چمن وصل توام دور افکند آن سرشکم که مرا از مژه ی حور افکند چون صبوحی زده از خانه برآمد، خورشید روشنی را…

Continue Reading...

روز بی‌معشوق و شب بی‌جام گلگون می‌رود

روز بی‌معشوق و شب بی‌جام گلگون می‌رود می‌رود عمر سبک‌خیز و ببین چون می‌رود از ملاقات سرشکم عمرها رفت و هنوز چون گلوی صید بسمل…

Continue Reading...

روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم

روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم چو آب می‌روم و همچو ریگ بر جایم به راه شوق، نشان تا ز نوک خاری هست ز…

Continue Reading...

رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند

رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند نام یوسف چون بری، رنگ زلیخا بشکند پیش ساقی لب ز حرف زهد و تقوی بسته ایم کاسه…

Continue Reading...

روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته

روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته چند چون آیینه می نازی به حسن ساخته وعده اش با دیگران، وز انتظار او مرا خشک شد همچون…

Continue Reading...