در سر کوی تو ما را بینوایی بهتر است

در سر کوی تو ما را بینوایی بهتر است گر نباشد در حنا دست گدایی بهتر است مشرب ما ترک شمع از خاطر پروانه کرد…

Continue Reading...

در عشق دلم را به جبین نقش وفا بود

در عشق دلم را به جبین نقش وفا بود بر سنگ زدم آینه را، عیب نما بود عنقا که به من بر سر دعوی ست،…

Continue Reading...

در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد

در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد در آتش است لاله و پیمانه می کشد گر آشنای ما نشود، جای شکوه نیست میلش…

Continue Reading...

در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون

در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون گر لب غنچه گشایی، سخن آید بیرون طرفه حالی ست که دیگر نکند رو به قفا هرکه…

Continue Reading...

در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم

در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم چشم یعقوبم، چراغ از باد روشن می‌کنم تنگ می‌آید به چشم من فضای روزگار بر جهان گویی…

Continue Reading...

در قفس رفته چو قمری چمن از یاد مرا

در قفس رفته چو قمری چمن از یاد مرا بهتر از سرو بود سایهٔ صیاد مرا همنشین، ضعف من افزون شود از سیرچمن باخبر باش…

Continue Reading...

در قید محبت دل ناشاد نباشد

در قید محبت دل ناشاد نباشد یک صید ندیدیم که آزاد نباشد دل محکم اگر نیست، چه از دست گشاید تیغ از چه توان ساخت…

Continue Reading...

در کوی تو دیوانه مرا نام نهادند

در کوی تو دیوانه مرا نام نهادند طفلان چه بزرگانه مرا نام نهادند در پای خمم ناف به طفلی چو بریدند دردی کش میخانه مرا…

Continue Reading...

در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسی

در کوی عشق نیست ز اهل وفا کسی هرگز نمی شود به کسی آشنا کسی دنبال آن که دست به وصلش نمی رسد تا کی…

Continue Reading...

در گدایی همت ما پادشاهی می کند

در گدایی همت ما پادشاهی می کند هرچه می خواهد به توفیق الهی می کند پابرهنه می دوم بر روی نیش دوستان آب کی اندیشه…

Continue Reading...