خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم

خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم دو عالم را دهم از دست و بر یک موی او پیچم خم می را بگویید…

Continue Reading...

خوش آن عاشق که خون از دیدهٔ نمناک او ریزد

خوش آن عاشق که خون از دیدهٔ نمناک او ریزد چو لاله داغ دل از سینهٔ صد چاک او ریزد به زاهد جام می را…

Continue Reading...

خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست

خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست چو خورشید از سر عالم گذشته ست نظر تا می کنی در مجلس عمر چو دورجام،…

Continue Reading...

خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم

خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم بر پای آن سرو روان افتم چو آب از خود روم با او شبی…

Continue Reading...

خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند

خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند چو نقطه از دهن تنگ یار، حرف کشند نمی کشند خجالت ز دوستان هرگز چو تنگ…

Continue Reading...

خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید

خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید به حال خویش دلم آنچنان که بود آید به باغ بی تو ز آهم همیشه گلچین را چو…

Continue Reading...

خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش

خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش سبوی باده به جای سر است بر دوشش ز گل مپرس که بلبل چه گفتگو دارد…

Continue Reading...

خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد

خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد هما به گرد سر مرغ نامه بر گردد اگر نمی طلبد در حریم دیده ترا سرشک بهر چه…

Continue Reading...

خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی

خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی زین گلستان به سراغ قفسی برخیزی کعبه در بادیه هرگاه به خوابت آید حیف باشد که به…

Continue Reading...

خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است

خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است هرگاه که امیدی ازو نیست چه بیم است زان شعله که از طور دلم کرد تجلی یک…

Continue Reading...