خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد

خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد کوتاه کرد زلف و حکایت دراز شد محمود از کجا، سفر هند از کجا این شور و…

Continue Reading...

خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم

خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم پشت چون آینه بر سد سکندر دارم چون سبو، حیرت این خمکده ام برد از کار دست…

Continue Reading...

خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست

خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست ز موج رعشه به کف ساغر شراب شکست پیاله از کف دشمن مگیر، رحمی کن که استخوان به…

Continue Reading...

خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد

خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد زلف در بردن دل صرفه به کاکل ندهد هر کجا زلف پریشان تو باشد، چه عجب باغبان…

Continue Reading...

خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست

خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست ماهیان تشنه را ذوقی ز جوی شیر نیست باعث محرومی ما طالع نااهل ماست ورنه در اهلیت معشوق…

Continue Reading...

خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند

خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند بر دل خسته ی مرهم طلبان الماسند بود آلوده تن اهل ریا چون ماهی غوطه زن گرچه به دریا همه…

Continue Reading...

خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح

خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح به پای خم سر خود را نهم به جای قدح بنوش می که سری در جهان نمی…

Continue Reading...

خورشید از نمود رخت بی نمود شد

خورشید از نمود رخت بی نمود شد آتش زبس که سوخت ز شوق تو، دود شد از بس که منع دیدن یاران کند مرا چشم…

Continue Reading...

خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را

خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را کرشمه منع نمی کرد آه و افغان را چنین نبود در وصل بسته بر دل ها…

Continue Reading...

خوش آن روزی که می در هر چمن بی‌باک می‌خوردم

خوش آن روزی که می در هر چمن بی‌باک می‌خوردم به دستم بود اگر جامی، به پای تاک می‌خوردم ز ساقی، جام می نگرفتن زاهد…

Continue Reading...