تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو را

تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو را ز رفتن بازدارد حیرتش عمر سبکرو را نخواهد همچو فرهادی به دست روزگار افتاد زند بر…

Continue Reading...

تکلیف شراب است نمک ریزی داغم

تکلیف شراب است نمک ریزی داغم برگردن پیمانه ی می، خون ایاغم پیغام جنون می شنوم از لب ساغر بوی عرق فتنه دهد، می به…

Continue Reading...

تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم

تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم کسی چو من نتواند شدن، منم که منم برآورم نفسی چون ز سینه ی مجروح شود چو…

Continue Reading...

تنها من ضعیف ندارم بدن کبود

تنها من ضعیف ندارم بدن کبود عشقم چنان فشرده که شد پیرهن کبود گر بعد مرگ بنگری، از سنگ حادثات چون لاجورد سوده بود خاک…

Continue Reading...

تو آن گلی که ز چشم و دلم چمن داری

تو آن گلی که ز چشم و دلم چمن داری ز آب و آینه، چون عکس، پیرهن داری ز من مپرس که این دلشکستگی ز…

Continue Reading...

تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود

تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود کشتن ما به تو دشوار چو سیماب شود می پرستان همه از آتش ما می سوزند روزن…

Continue Reading...

تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد

تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد فتح شد روی زمین و توسن ما زین نشد انجمن خندد ز بس بر گریه ی…

Continue Reading...

جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود

جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود عکسش از آینه چون صورت دیبا نرود با حریفان ز تو عیب است سواری…

Continue Reading...

‎تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را

‎تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را به زهر چشم، عتاب تو کشته آتش را ز باد، آتش اگرچه همیشه زنده شود نسیم…

Continue Reading...

جام می در کف ز کوی او جدایی می‌کنم

جام می در کف ز کوی او جدایی می‌کنم بر سر خود خاک با دست حنایی می‌کنم گر به سامان جهان، وصلش به من سودا…

Continue Reading...