بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
بیار می که غمم باز در هجوم گرفت دل شکسته ام از عادت و رسوم گرفت به نامه هرچه رقم می کنم پریشان است حساب…
بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است
بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است چمن ز رخنهٔ دیوار، چشم بر راه است به هرکجا روم از کوی او، دلم آنجاست…
بیتو در بزم طرب بس که دلم محزون است
بیتو در بزم طرب بس که دلم محزون است ساغر می به کفم آبلهٔ پرخون است هرکه بیند به کفش، دستهٔ گل پندارد بس که…
بیا و وصف زلف یار بشنو
بیا و وصف زلف یار بشنو دمی بنشین حدیث مار بشنو حدیث زلف او را از دلم پرس درازی شب از بیمار بشنو ندارم اختیار…
بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح
بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح گل شب بو شود از نکهت زلفت گل صبح چمن حسن تو از آب لطافت سبز است…
بیسبب مردم به قید نام و ننگ افتادهاند
بیسبب مردم به قید نام و ننگ افتادهاند همچو خیل مور در این راه تنگ افتادهاند در تلاش سوختن، چون کاغذ آتش زده داغهای سینهام…
بینیازی عارفان را کارسازی میکند
بینیازی عارفان را کارسازی میکند سرو از آزادی خود سرفرازی میکند میگزد انگشت از ضعف وجود من هلال شعلهٔ مهر و محبت جانگدازی میکند دوست…
بیلب او باده بر طبع ایاغم میخورد
بیلب او باده بر طبع ایاغم میخورد نکهت گل بیرخ او بر دماغم میخورد در طریق عشقبازی هرکجا پروانهایست سرمهٔ خاموشی از دود چراغم میخورد…
پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت
پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت آخر از خاک مرا آن گل رعنا برداشت در رهش هیچ کس از خاک مرا برنگرفت…
پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار
پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار آیینه به دست است ترا آه نگه دار شرمنده شو ای دل، گله تا کی کنی از…





