بهار در قدح گل می غریب مریز

بهار در قدح گل می غریب مریز درین پیاله بجز خون عندلیب مریز من آن نیم که چو عنقا شوم شکار کسی به راهم ای…

Continue Reading...

بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد

بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد پیاله ای نگرفتم که آفتاب نشد هلاک همت مرغی شوم درین گلشن که جز به شعله ی…

Continue Reading...

بهار شد که کند شیخ جلوه‌گاه غلط

بهار شد که کند شیخ جلوه‌گاه غلط به سوی میکده آید ز خانقاه غلط ز شمع لاله و از لاله شعله ظاهر شد که کرده…

Continue Reading...

بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید

بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید ز بیضه مرغ چمن در صفیر می‌آید نسیم شاخ شکوفه پیاله‌نوشان را چو تحفه‌ای‌ست که از سوی پیر می‌آید…

Continue Reading...

بهار شد که رود هرکسی به راه چمن

بهار شد که رود هرکسی به راه چمن شکوفه رفت ز خلوت به بارگاه چمن بهار شد که ز شوخی دگر سوار شود به اسب…

Continue Reading...

بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست

بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست گر ز جان نتوان گذشتن، می توان از دل گذشت مگذر از مستی که در این وادی…

Continue Reading...

بود در گشت باغ آشنایی

بود در گشت باغ آشنایی گل دست من آن دست حنایی به هم چسبند مژگان چون پر تیر در آن چشمی که ترسید از جدایی…

Continue Reading...

بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشت

بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشت مرغ نغمه سر به زیر بال موسیقار داشت زهر از گوشم چکد چون شبنم از دامان گل…

Continue Reading...

بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد

بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد مو به مویم ز جنون سلسله تابی دارد برنیاید ز فلک در طلبت کام جهان همچو…

Continue Reading...

بی سبب کی دامنم از گریه چون دریا پر است

بی سبب کی دامنم از گریه چون دریا پر است دل مرا چون کاسه ی دریوزه از صد جا پر است در دلم خوناب حسرت…

Continue Reading...