به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم پریشانی چو دود مجمر از صد رهگذر دارم ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین حالم که…
به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم چو می به یاد لبت موج اضطراب زنم به سایه اش نروم، ابر اگر هما…
به راه شوق، خضر جستجو چه می داند
به راه شوق، خضر جستجو چه می داند نشان چشمه ز من پرس، او چه می داند سواد جوهر آیینه بلبلش کرده ست وگرنه طوطی…
به راه عشق خطر نیست بینوایان را
به راه عشق خطر نیست بینوایان را گل است هر سر خاری برهنه پایان را به چشم خلق نیایند، کز کلاه نمد بود کلاه سلیمان…
به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است وجود من چو پلنگ از تو مجمر داغ است زری که همره خود بعد مرگ…
به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی
به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی چو هست حرف بلندت، مگو به سر گوشی زبان خویش نگه دار و پادشاهی کن که نیست…
به صحرا آن کمانابرو پی نخجیر میآید
به صحرا آن کمانابرو پی نخجیر میآید غزالان مژده! آن آهوی آهوگیر میآید چو سوی صیدگاه آید، ز ذوق او غزالان را صدای خندهٔ زخم…
به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
به عشق باده ز خون امید و بیم خورند کباب پخته و خام از دل دو نیم خورند به زور باده به مخمور می دهد…
به صورت تو بتی کمتر آفریده خدا
به صورت تو بتی کمتر آفریده خدا ترا کشیده و دست از قلم کشیده خدا چو کرده نقش تو بر صفحهٔ وجود رقم صد آفرین…
به غیر کار جفا آسمان نمیداند
به غیر کار جفا آسمان نمیداند خموش باش که گردون زبان نمیداند به تنگنای جهانم ملال و عیش یکیست که مرغ بیضه بهار و خزان…





