باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌برد

باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌برد همچو تخم گل به تحفه تخم بلبل می‌برد موج نگذارد کسی نزدیک این دریا رود ابر اگر آبی…

Continue Reading...

باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست

باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست احتیاج زعفران زارش به آب روی ماست قوت رفتار می خواهیم و توفیق طلب کاسهٔ دریوزهٔ…

Continue Reading...

بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست

بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست نخورده است سپاهی ز یک سوار، شکست نمی شود به شکست کسی دلم راضی شکست رنگ به رویم،…

Continue Reading...

بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است

بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است این سیاهی گویی از داغ پلنگ افتاده است یاد این صحرا ز بازیگاه طفلان می…

Continue Reading...

بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شراب

بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شراب گواه مستی زاهد شوم چه بوی شراب رسانده ایم به جایی شراب خوردن را که پشت دست…

Continue Reading...

بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام

بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام تنها بیا تو نیز که تنها نشسته ام از بس ز سبزه ی چمن آزار می کشم…

Continue Reading...

بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود

بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود شانه در زلف تو از موی میان بیرون رود می روی از باغ و گل ها را…

Continue Reading...

بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ

بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ تا چند همچو ابر توان خورد آب تلخ شیرینی زلال طرب را ز گل بپرس روزی ما…

Continue Reading...

بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است

بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است آنکه اشکی پاک می‌سازد ز چشمم دامن است در کف او می به رنگ شبنم…

Continue Reading...

بر من هوای بزم تو بسیار غالب است

بر من هوای بزم تو بسیار غالب است با طالعی که از می توفیق تایب است خوبان به خاطر آنچه رسانند، می رسد بت را…

Continue Reading...