ای خوش آن سروری که از ناموس
ای خوش آن سروری که از ناموس چتردار خود است چون طاووس عار آید ز لاف، مردان را پر ندیده کسی به تاج خروس پاسبان…
ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام در میان کینه جویانت خدانشناس نام شیوه ی بیگانگی از بس به عهدت عام شد دور…
ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود لاله را داغ تو تعویذ تن خون آلود اختران بر فلک از گریه ی من رنگینند همچو…
ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر
ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر خرقه را دور افکن و دامان عریانی بگیر زلف خوبان می پذیرد گر غباری می رسد هرچه…
ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش چون آسمان وگرنه به روی زمین مباش بگذار هرچه هست بجز ساغر شراب واقف ز جام باش…
ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است دریا به ما چو چشمه ی حیوان مبارک است کارت اگر چو ابر به دریا فتاده…
ای ز چشمت خفته در چشم غزالان نازها
ای ز چشمت خفته در چشم غزالان نازها بسته رفتار خوشت از کبک، چشم بازها شعله گردد آشیان ها را گل روی سبد چون ز…
ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرها
ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرها بر سرم چون برگ بید از غمزه ات شمشیرها خفته در راه تو از عجز ای…
ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو حسرت بهار را به خزان حنای تو خوبان به دیده بستر راحت فکنده اند از مخمل دوخوابه…
ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه
ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه در حلقهٔ زلفت دل، مجنون و سیه خانه شب تا به سحر ای شمع از شوق وصال…





