ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید ماه نو را ز رهت گرد بر ابروی سفید سنبلی تاب به شاخ گل نسرین زده است:…
ای به غیر از من ناکام، به کام همه کس
ای به غیر از من ناکام، به کام همه کس باده ی وصل تو چون آب، به جام همه کس به کسی هر نفس الفت…
ای تازه رو، ز زخم خدنگ تو داغ ما
ای تازه رو، ز زخم خدنگ تو داغ ما از روغن کمان تو روشن چراغ ما با نکهت تو صحبت ما درگرفته است ای کاش…
ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن
ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن بی پر و بالم، عبث تکلیف پروازم مکن چون گره، سررشته ی عمرم به دست بستگی ست…
ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین
ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین جان اگر بر تو فشانم، برمیفشان آستین آب چشمم هرکجا بیند، به خون رنگین کند…
ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما
ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ما شاید به اهل راز رساند سلام ما آن صید پیشه ایم که تا بگذرد همای…
ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار همچو سایه فرش راهت سبزپوشان بهار غارتی از حسن او آمد گلستان را که نیست برگ سبزی در بساط…
ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست دیده از نظارهٔ این باغ، چون بادام بست از ضعیفی، قوت بی طاقتی با…
ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود هرچه می گویمت ای عهدشکن سبز شود مطلبی قصد کند هرکه حدیثی سر کرد می…
ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم
ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم در میان خود خود، بال و پری رنگین کنم یک شب ای شاخ گل رعنا در…





