از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران

از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران رفتم که جا کنم به سر کوی دیگران چون بینمت به غیر، که دیدن نمی توان تیر ترا…

Continue Reading...

از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد

از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد دست بر سر داشتم چندان که دستم خاک شد با غ بار دل ز بس آمیخت از…

Continue Reading...

از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست

از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست این تجربه را از شکر و شیر گرفته ست دل در طلبت بر ره دریوزه قدم زد…

Continue Reading...

از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است

از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است برچین بساط سرمه که چشمش ازین پر است کردم اشاره ای به تو، عمری…

Continue Reading...

از نکهت تو باده ره هوش می زند

از نکهت تو باده ره هوش می زند گل را حدیث روی تو بر گوش می زند در آه و ناله مصلحت خویش دیده ایم…

Continue Reading...

از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید

از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید گریه را چون سخن عشق گلوگیر ندید چون صبا پای سبک نه، که درین ره مجنون آنچه…

Continue Reading...

ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند

ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند ز شیون پنجهٔ دستم به موسیقار می‌ماند درین گلشن کسی را چون امید عافیت باشد؟ که رنگ…

Continue Reading...

اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد

اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد بمیرد تشنه و چون موج لب بر آب نگذارد بتی شد رهزن دینم که چون در ترکتاز آید…

Continue Reading...

اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد

اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد مرغ بسمل چه هنر غیر تپیدن دارد از ره دیر و حرم پای مکش همچو غبار قدمی چند…

Continue Reading...

اسیر عشق تو سود و زیان چه می داند

اسیر عشق تو سود و زیان چه می داند گل چراغ، بهار و خزان چه می داند اگر ز لطف، تو فکری به حال من…

Continue Reading...