از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل

از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل صدزبان چون جمع شد، یک گوش گردد همچو گل قسمت دل از وصال او به…

Continue Reading...

از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ

از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ همچو لاله در دلم گرم است دایم جای داغ همچو آن منعم که او زر بر…

Continue Reading...

از شوق تو دل همره عمر گذران است

از شوق تو دل همره عمر گذران است چون ریگ روان همسفر آب روان است در موسم پیری مطلب کام ز خوبان خمیازه به صد…

Continue Reading...

از عکس رخش که تاب دارد

از عکس رخش که تاب دارد آیینه گلی در آب دارد از خال، بیاض گردن او صد نقطه ی انتخاب دارد خواهد گردید کشته در…

Continue Reading...

از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است

از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است هشدار که کم ظرفی و پیمانه بزرگ است بگذر ز سر عشق [و] تمنای دگر کن ای مور،…

Continue Reading...

از عیش دل مرا چه رنگ است

از عیش دل مرا چه رنگ است این آینه در طلسم زنگ است کارم چو صبا همه شتاب است کاری که نمی کنم درنگ است…

Continue Reading...

از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می‌کند

از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می‌کند از نگاه گرم، شمع کشته روشن می‌کند گر به دامانم غباری نیست از خاک رهش این همه…

Continue Reading...

از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد

از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد تیشه بر کوه زنی، خانه ی من می لرزد دلم از ناله ی مرغان چمن می لرزد…

Continue Reading...

از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز

از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز رنگ بتان هند شد از برشکال سبز شوخی مباد بر سر پروازش آورد کرده ست طوطی…

Continue Reading...

از قفای زلف مشکین تو عنبر می‌دود

از قفای زلف مشکین تو عنبر می‌دود در رکاب حلقهٔ گوش تو گوهر می‌دود چون زلیخا در رهت ای یوسف گل پیرهن گه به دیوار…

Continue Reading...