از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود

از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود لیلی ز پیش دیدهٔ مجنون نمی‌رود از بس دلم به تیر تو الفت گرفته است از خانهٔ کمان…

Continue Reading...

از خون خویش می به ایاغ تو می کنند

از خون خویش می به ایاغ تو می کنند گل ها شکفتگی به دماغ تو می کنند چون زلف عنبرین بتان، ماه و آفتاب مشاطگی…

Continue Reading...

از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس

از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس گر سراغ سیل می گیری، ز ویرانی بپرس گرچه او احوال من هرگز نپرسید از صبا از من آن…

Continue Reading...

از دل گله ی ما ره اظهار نداند

از دل گله ی ما ره اظهار نداند عاشق بود آن طفل که گفتار نداند تعلیم ازان گیر که گفتار نداند شاگرد کسی باش که…

Continue Reading...

از دل برون نکرده خیال جفا هنوز

از دل برون نکرده خیال جفا هنوز گرگ آشتی ست یوسف ما را به ما هنوز روزی که من به سلسله ی زلفش آمدم بیعت…

Continue Reading...

از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیم

از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیم ما و او با یکدگر جنگ تغافل می‌کنیم بس که از گلچینی این باغ دارد خارها پنجهٔ خود…

Continue Reading...

از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند

از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند چون قبضه ی کمان دل ما در میانه ماند خرمن ز خوشه، رفته ی…

Continue Reading...

از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش

از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش پامال خصم خویش چو خون بحل مباش همچون غبار، گاه برانگیز خویش را افتاده زیر پا چو…

Continue Reading...

از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است

از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است لوح مزار فاخته، سرو چمن بس است شیرین! ز غیرت شکر این پیچ و تاب…

Continue Reading...

از زمین آزرده ام، وز آسمان رنجیده ام

از زمین آزرده ام، وز آسمان رنجیده ام دوستان! رنجیده ام زین دشمنان، رنجیده ام همچو بادامم اگر بر چشم صد سوزن زنند چشم نگشایم…

Continue Reading...