سیمین بر تو سنگ بپوشد بسمور

سیمین بر تو سنگ بپوشد بسمور زلفت بشبه همی کند نقش بلور ای با لب طوطیان و با کشی گور حسن تو همی مرده بر…

Continue Reading...

سیب و گل و سیم دارد آن دلبر من

سیب و گل و سیم دارد آن دلبر من سیبش ز نخ و گل دو رخ و سیمش تن بنگر برخ و دو زلف آن…

Continue Reading...

شمشاد قد و نوش لب و عاج بری

شمشاد قد و نوش لب و عاج بری سنگین دل و سیمین ذقن و زر کمری هم سرو روان و هم بت کاشغری مر حورا…

Continue Reading...

کی عیب سر زلف بت از کاستن است

کی عیب سر زلف بت از کاستن است چه جای بغم نشستن و خاستن است روز طرب و نشاط و می خواستن است کاراستن سرو…

Continue Reading...

شنگرف چکانیده ترا بر شکرست

شنگرف چکانیده ترا بر شکرست مشکین زلفت شکسته گرد قمرست حورات مگر مادر و غلمان پدرست کاین صورت تو ز آدمی خوبترست

Continue Reading...

گر زلف ترا رخ تو منزل نشدی

گر زلف ترا رخ تو منزل نشدی تاریکی شب ز خلق زایل نشدی گر بر حکما وصف تو مشکل نشدی فرزانه ز دیدار تو بیدل…

Continue Reading...

فریاد کنم زان سر زلف تو بسی

فریاد کنم زان سر زلف تو بسی کو کرد جهان بر دل من چون قفسی

Continue Reading...

گفتم چشمم ز بس کزو خون آید

گفتم چشمم ز بس کزو خون آید از لاله برنگ و سرخی افزون آید گفت آنهمه خون نبد که بیرون آمد ؟ کز رنگ رخم…

Continue Reading...

گر زلف تو سال و ماه لرزان بودی

گر زلف تو سال و ماه لرزان بودی عنبر ببها همیشه ارزان بودی ور نه رخ تو بزلف پنهان بودی روز و شب ازو بنور…

Continue Reading...

گفتم صنما دلم ترا جویانست

گفتم صنما دلم ترا جویانست گفتا که لبم درد ترا درمانست گفتم که همیشه از منت هجرانست گفتا که پری ز آدمی پنهانست

Continue Reading...