کوهسار غمین
کوهسار غمین دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست امید تازه به سویم میا که خانه تهیست شبی ز روزن رؤیا مگر…
شب شکستن فانوس
شب شکستن فانوس شبی که قصهء فانوس و باد میگفتند چراغ ها همگی زنده باد میگفتند به جای مرثیه، دستانگران بادیه ها سبکسرانه غزلهای شاد…
شب شكستن فانوس
شب شكستن فانوس شبی که قصة فانوس و باد میگفتند چراغها همه گی زنده باد میگفتند! به جای مرثیه، دستانگران بادیه ها سبکسرانه غزلهای شاد…
سلام بر كاشفان آتش
سلام بر كاشفان آتش جهنم است جهنم، نه نيمروزانست گلوي كوچه چو دلهاي كينه توزانست به هر كرانه كه بيني كفن فروشانند كه گفته است…
سرنوشت ميهن من
سرنوشت ميهن من ايا که بي خبری از سرشت ميهن من به دست کس نفتد سرنوشت ميهن من هزار واحهء ديگر در اين بيابانست تو…
دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
دلم به سوی شما شادمانه مینگرد درخت پیر به سوی جوانه مینگرد به کاخ شه چی کند دردنوش خانه به دوش چی بی نیاز برین…
ز شهر فجر پیام آوری ظهور نکرد
ز شهر فجر پیام آوری ظهور نکرد چریک نور ز مرز افق عبور نکرد دگر نداشت توان ستیز مرغ اسیر مگو به پنجره ها حمله…
دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست امید تازه به سویم میا که خانه تهیست شبی ز روزن رویا مگر توان دیدن…
دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
دگر نه چشم به راه بهار آینه ام که سنگ خورده ترین یادگار آینه ام مرا کتیبه خوانای روزگار مخوان خطوط مبهم لوح مزار آینه…
خطابه
خطابه های مردم! کاش امشب مست می بودم بی خبر از هرچه بود و هست می بودم های مردم، هیچ می دانید؟ راست می گویم…





