يادگار آينه
يادگار آينه دگر نه چشم به راه بهار آينه ام که سنگ خورده ترين يادگار آينه ام مرا کتيبه خوانای روزگار مخوان خطوط مبهم لوح…
هاي ميهن
هاي ميهن آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است خود گمان کرده که برده ست، ولی باخته است های میهن، بنگر پور تو در…
های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟
های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟ آن یل گردن فراز پهنة ناورد کو؟ سرخرو، نی سرخ جامه، سبز چون روح بهار آن…
های مردم، کاش امشب مست می بودم
های مردم، کاش امشب مست می بودم بی خبر از هرچه بود و هست می بودم های مردم، هیچ می دانید؟ راست می گویم زانچه…
مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است
مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است یگانه نام درین روزگار نام شب است به زیر سقف سیه خفته پاسدار، ولی درفش روشن اشراقیان به…
مباد بشکند ای رودها غرور شما
مباد بشکند ای رودها غرور شما که این صحیفه شد آغاز با سطور شما شبان تیرة لب تشنه گان بادیه را شکوه صبحدمان میدهد حضور…
مباد بشکند ای رود ها غرور شما
مباد بشکند ای رود ها غرور شما که این صحیفه شد آغاز با سطور شما شبان تیرهء لب تشنه گان بادیه را شکوه صبحدمان می…
گنج بادآورد
گنج بادآورد های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟ آن یل گردن فراز پهنة ناورد کو؟ سرخرو، نی سرخ جامه، سبز چون روح…
فاجعه
فاجعه شبي كه قصهء فانوس و باد ميگفتند چراغها همه گي زنده باد ميگفتند ! به جاي مرثيه ، دستانگران باديه ها سبكسرانه غزلهاي شاد…
شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
شبی که قصة فانوس و باد میگفتند چراغها همه گی زنده باد میگفتند! به جای مرثیه، دستانگران بادیه ها سبکسرانه غزلهای شاد میگفتند منادیان که…





