تا روی عرق‌ريز ترا ديد نگاهم

تا روی عرق‌ريز ترا ديد نگاهم زد غوطه به سرچشمهٔ خورشيد نگاهم امشب كه رخت پيش نظر جلوه‌گری داشت تا صبحدم از روی تو گل…

Continue Reading...

بهار آمد كه عالم زنده گردد

بهار آمد كه عالم زنده گردد گل زرد، اختر تابنده گردد به تشريف قدوم فروردين گل ز شادی يك دهان خنده گردد ملک‌ الشعراء قاری…

Continue Reading...

ای پر از گل ز رخت دامن مهتاب بهار

ای پر از گل ز رخت دامن مهتاب بهار صرف زيبائی تو رنگ گل و آب بهار اينكه بر سبزه و گل می‌نگری شبنم نيست…

Continue Reading...

بهار آمد كه برف از كه پريده ست

بهار آمد كه برف از كه پريده ست فراوان سبزه در صحرا دميدست بروی سبزه‌ها الماس چيده ست بهار آمد كه شبنم كاری صبح ملک‌…

Continue Reading...

با نقد داغ برسر بازارت آمدم

با نقد داغ برسر بازارت آمدم اي شوخ خودفروش خريدارت آمدم سرخوش نبود بلبل شيدا ز بوی گل روزی كه من بجانب گلزارت آمدم يكره…

Continue Reading...

بهار آمد كه آرايد چمن را

بهار آمد كه آرايد چمن را نسيم ارزان كند مشك ختن را بهار آمد كه بيند چشم بيدار شب مهتاب، جوش ياسمن را ملک‌ الشعراء…

Continue Reading...

بهار آمد كه گل از گل برآيد

بهار آمد كه گل از گل برآيد كدورتهای دل، از دل برآيد بهار آمد كه باز از بهر گلگشت خرامان ماهم از منزل برآيد ملک‌…

Continue Reading...

یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم

یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم با داس هوس خار درودیم و گذشتیم تا چشم اجل را دو سه دم خواب رباید افسانة بیهوده…

Continue Reading...

یک غزل حماسی

یک غزل حماسی آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است خود گمان کرده که برده ست، ولی باخته است های میهن، بنگر پور تو…

Continue Reading...

يكي ز شيشه فروشان.

يكي ز شيشه فروشان. تموز ما چه غريبانه و چه سرد گذشت کبود جامه ازين تنگناي درد گذشت نسيم آنسوي ديوار نيز زخمي بود چو…

Continue Reading...