يك برگ گل نمانده به گلشن بهار كو

يك برگ گل نمانده به گلشن بهار كو رفته‌ست آبروی چمن، آبشاركو؟ امروز مردمان همه در خواب غفلت‌اند غير از ستاره ديدهٔ شب زنده‌دار كو…

Continue Reading...

نخل آهی زدلش قد نكشيده ست هنوز

نخل آهی زدلش قد نكشيده ست هنوز سايه‌شان از پی سروی ندويدست هنوز طاير نامه‌بری را نفرستاده بكس رنگ رخسارهٔ خوبش نپريده‌ست هنوز گر كند…

Continue Reading...

قاصد رسيد و گفت به رنگی پيام او

قاصد رسيد و گفت به رنگی پيام او كز خود شدم ز نشئه‌ی ذوق پيام او حرفم هنوز بوسه به پيغام مانده است با لعل…

Continue Reading...

ياد روزی كه دلش مايل آزار نبود

ياد روزی كه دلش مايل آزار نبود غمزهٔ فتنه گرش بر سر پيكار نبود شب كه دور نگهش داشت به كف ساغر ناز كس درآن…

Continue Reading...

ويران دل خراب خويشم

ويران دل خراب خويشم در آتش از اضطراب خويشم با چشم تو ذوق باده‌ام نيست سرمست من از شراب خويشم پروای سياه روزيم نيست درسايهٔ…

Continue Reading...

دو اسپه محمل ليل و نهارمى گذرد

دو اسپه محمل ليل و نهارمى گذرد به هوش باش كه ايام كار مى گذرد غنيمت است جوانى به فكرخود پرداز وگرنه خرمى اين بهار…

Continue Reading...

زلف يار مرا تماشا كن

زلف يار مرا تماشا كن روزگار مرا تماشا كن بی‌رخش تيره روزگار شدم شام تار مرا تماشا كن داغ‌ها از تو در جگر دارم لاله‌زار…

Continue Reading...

شـد مدتی كه خاطـرش از ما گرفتـه اســت

شـد مدتی كه خاطـرش از ما گرفتـه اســت يا رب چـه حــرف در دل او جـا گرفتـه اســت امــروز، در ديـار جنـون، طفـل اشــك ماســت…

Continue Reading...

ســـرخـــوش نظــاره از قــدح نــاز شـــد مــرا

ســـرخـــوش نظــاره از قــدح نــاز شـــد مــرا چشــمی بـــروی نـرگـــس او بــاز شـــد مــرا از ضــعف مشــت خـاك مـن آخـر بـه باد رفـت رنـــگ پـــريـــده‌ای،…

Continue Reading...

پيش رخت نمانده دگر آب و تاب صبح

پيش رخت نمانده دگر آب و تاب صبح ای چهرهٔ تو شسته‌تر از آفتاب صبح خونم زديده ريخت شب غم، شفق دميد رويت به يادم…

Continue Reading...