سفر، گریختنی در مه است، سوی امید؟

سفر، گریختنی در مه است، سوی امید؟ و یا گریختن از خویش، ناامیدانه؟ ز خود چگونه گریزم که بار خویشتنم امانتی است هم از سرنوشت…

Continue Reading...

سکوت می کنم و عشق ،در دلم جاری است

سکوت می کنم و عشق ،در دلم جاری است که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است تمـام روز ، اگر بی تفاوتـم ؛ امـّا…

Continue Reading...

دستی که به دست من بپیوندد نیست

دستی که به دست من بپیوندد نیست صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست زنجیر، فراوانِ فراوان امّا چیزی که مرا به زندگی بندد نیست……

Continue Reading...

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است تمام روز ، اگر بی تفاوتم ؛…

Continue Reading...

زن جوان، غزلی با ردیف آمد بود

زن جوان، غزلی با ردیف آمد بود که بر صحیفه ی تقدیر من مسود بود زنی که مثل غزلهای عاشقانه ی من به حسن مطلع…

Continue Reading...

زندگینامه شایق جمال

ميرغلام حضرت ولد ميرجمال الدين خان ( متخلص به شايق جمال ) در سال 1254 هه ش در شهر کابل کوچه غسالان گذر وزير تولد…

Continue Reading...

اي از چمن صنع تو يك غنچه دهانها

اي از چمن صنع تو يك غنچه دهانها چون سبزه به گلزار ثناي تو زبانها از چشمه الطاف تو جاريست هميشه در جوي شراين بدن…

Continue Reading...

ای از چمـــن حــس تــو يـك غنــچه دهـانهـــا

ای از چمـــن حــس تــو يـك غنــچه دهـانهـــا چـــون ســــبزه به گلــــزار ثنــــای تـو زبانهــــا از چشـمه الطـاف تـو جــاری اســت هميشــه در جـــــوی شــــرايـــــين…

Continue Reading...

اگر گاهی نديدی افسر كوه

اگر گاهی نديدی افسر كوه ببين آن لكه ابر اندر سر كوه گهی پوشد ز ما روی افق را گهی آيد فراهم در بر كوه…

Continue Reading...

از رخـــــت ديـــــده روشــــــن اســــــت مـــرا

از رخـــــت ديـــــده روشــــــن اســــــت مـــرا آفـــتــــــابــــی بـــــه روزن اســــــــــت مـــــرا شــــــــب خـــيــــال تــــو در دل خــــونـــــيــن ســــــير مهـــتاب و گلـشــــــن اســــت مـــرا مـــی‌كـــند دوســــــتی…

Continue Reading...