چشمان تو که از هیجان گریه می کنند

چشمان تو که از هیجان گریه می کنند در من هزار چشم نهان گریه می کنند نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو، اینگونه از…

Continue Reading...

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی غنای ساده و معصوم شعر ناب منی رفیق غربت خاموش روز خلوت من حریف خواب و خیال شب…

Continue Reading...

چه غم،

چه غم، نداشته باشم تو را؟! که در نظر من سعادتی به جهان، مثلِ دوست داشتنت نیست… حسین منزوی

Continue Reading...

چه غم

چه غم نداشته باشم تو را؟ که در نظر من سعادتی به جهان، مثلِ دوست داشتنت نیست… حسین منزوی

Continue Reading...

حس کردنی‌ست قصه‌ی عشقم، نه گفتنی

حس کردنی‌ست قصه‌ی عشقم، نه گفتنی ای قاصر از حکایت حسنت بیان من با من بمان و سایه‌ی مهر از سرم مگیر من زنده‌ام به…

Continue Reading...

خانه‌های دم کرده، کوچه‌های بغض‌آلود

خانه‌های دم کرده، کوچه‌های بغض‌آلود طرح شهر خاکستر در زمینه‌ای از دود چرک آب و سرد آتش خفته باد و نازا خاک آفتاب بی چهره…

Continue Reading...

درون آینه ی روبرو چه می بینی؟

درون آینه ی روبرو چه می بینی؟ تو ترجمان جهانی ، بگو چه‌می بینی؟ تویی برابر تو… چشم در برابر چشم! در آن دو چشم…

Continue Reading...

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟

در انتظار تو تا کی سحر شماره کنم؟ ورق ‌ورق شب تقویم خویش پاره کنم؟ نشانه‌های تو بر چوب‌ خط هفته زنم که جمعه بگذرد…

Continue Reading...

خورشید من!

خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم چندان که در هوای تو از خاک بگسلم دل را قرار نیست، مگر در کنار تو کاین…

Continue Reading...

دیگران هم بوده اند، ای دوست در دیوان من

دیگران هم بوده اند، ای دوست در دیوان من زان میان تنها تو اما ،شعر نابی بوده ای حسین منزوی

Continue Reading...