مادل سپرده ایم به گریه برای هم

مادل سپرده ایم به گریه برای هم باران به جای من،من وباران به جای هم ابری گریست در من و در وی گریستم تا دم زنیم…

Continue Reading...

محبوب من

محبوب من بعد از تو گیجم! بی قرارم، خالی ام، منگم بر داربستی از “چه خواهد شد؟” “چه خواهم کرد؟” آونگم… حسین منزوی

Continue Reading...

مرا به بوی خوشت جان ببخش و زنده بدار

مرا به بوی خوشت جان ببخش و زنده بدار که از تو چیزی ازین بیشتر نمیخواهم اگرچه وسوسه دیدنت همیشگی است که هیچ وسوسه را…

Continue Reading...

مرا به باغ و بهاران چه کار دور از تو ؟

مرا به باغ و بهاران چه کار دور از تو ؟ مرا چه کار به باغ و بهار دور از تو ؟ بهار آمده امّا…

Continue Reading...

مسافر خواب آلود،

مسافر خواب آلود، در آن اتاق خیال اندود، چو روح کهنه‌ء سرگردان هنوز می پلکد حیران به جست و جوی کسی شاید که از کنار…

Continue Reading...

ملال پنجره را،آسمان به باران شست…

ملال پنجره را،آسمان به باران شست… چهار چشم غبارینش،از غباران شست ازاین دو پنجره امّا،از این دو دیده ی من، مگر ملال تورا میشود،به باران…

Continue Reading...

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من که جز ملال نصیبی نمی‌برید از من زمین سوخته‌ام، ناامید و بی‌برکت که جز مراتع نفرت نمی‌چرید از…

Continue Reading...

من تو را برای شعر بر نمی گزینم

من تو را برای شعر بر نمی گزینم شعر؛ مرا برای تو برگزیده است… در هشیاری به سراغت نمی آیم ! هربار از سوزش انگشتانم…

Continue Reading...

من همان شاعرِ مَستم که شبی باخت تورا

من همان شاعرِ مَستم که شبی باخت تورا با دِلی غمـزَده یک جُرعه غزل ساخت تورا تا تو نوشَش بُڪ‍ُنی وقتِ خداحافظ شــد! هِق هقَم…

Continue Reading...

من خود نمی روم دگری می برد مرا

من خود نمی روم دگری می برد مرا نابرده باز سوی تو می آورد مرا کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام این…

Continue Reading...