مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست

مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست ما زیر دست مهر و فلک زیر پای ماست تا بر در سرای شما سر نهاده‌ایم اقبال بندهٔ…

Continue Reading...

ماه یا جنتست یا رخسار

ماه یا جنتست یا رخسار شهد یا شکرست یا گفتار آهوان صید مردمند و دلم صید آن آهوان مردمدار کار ما با ستمگری افتاد که…

Continue Reading...

مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار

مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار ساقی ز جام لعل لبت باده‌ئی بیار چون بر دوام دور زمان اعتماد نیست این پنج…

Continue Reading...

مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش

مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش مکنید یاد شکر برلعل همچو قندش بدو چشم شوخ جادو بربود خوابم از چشم مرساد چشم زخمی بدو…

Continue Reading...

مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم

مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم عجب مستیست کش پیوسته در محراب می‌بینم اگر خط سیه کارش غباری دارد از عنبر چرا آن…

Continue Reading...

مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد

مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد بده صبری درین کارم که کار از دست بیرون شد نگارین دست من بگرفت…

Continue Reading...

مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم

مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم پای بند گره طره طرار توایم کار ما را مکن آشفته و مفکن در پای که پریشان سر…

Continue Reading...

مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید

مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید تاب طره جانان برون نمی‌آید چو ترک مهوش کافر نژاد من صنمی ز خیلخانه خاقان برون نمی‌آید چو…

Continue Reading...

مرا ز هجر تو امید زندگانی کو

مرا ز هجر تو امید زندگانی کو در آرزوی توام لذت جوانی کو اگر نه عمر منی رسم بیوفائی چیست و گر زمانه نئی شرط…

Continue Reading...

مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود

مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود که عشق لم یزل و لایزال خواهد بود در آن زمان که امید بقا خیال بود خیال…

Continue Reading...