گر نه مرغ چمن از همنفس خویش جداست

گر نه مرغ چمن از همنفس خویش جداست همچو من خسته و نالنده و دل ریش چراست آن چه فتنه‌ست که در حلقه رندان بنشست…

Continue Reading...

گر یار یار باشدت ای یار غم مخور

گر یار یار باشدت ای یار غم مخور گنجت چو دست می‌دهد از مار غم مخور بر مقتضای قول حکیمان روزگار اندک بنوش باده و…

Continue Reading...

گرد ماه از مشک چنبر کرده‌ئی

گرد ماه از مشک چنبر کرده‌ئی ماه را از مشک زیور کرده‌ئی شام شبگون قمر فرسای را سایبان مهر انور کرده‌ئی در شبستان عبیر افشان…

Continue Reading...

گرچه کاری چو عشقبازی نیست

گرچه کاری چو عشقبازی نیست بگذر از وی که جای بازی نیست بحقیقت بدان که قصه عشق پیش صاحبدلان مجازی نیست چون نواهای دلکش عشاق…

Continue Reading...

گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است

گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است تو خوش برآی که با جان برابر آمده است بنوش لعل روان چون زمرد سبزت نگین خاتم یاقوت…

Continue Reading...

گردون کنایتی ز سر بام ما بود

گردون کنایتی ز سر بام ما بود کوثر حکایتی ز لب جام ما بود سرسبزی شکوفهٔ بستانسرای فضل از رشحهٔ مقاطر اقلام ما بود خوش…

Continue Reading...

گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی

گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی کجا روم که فرس بر من شکسته نتازی تو شاهبازی و دانم که تیهوان نتوانند که در نشیمن عنقا…

Continue Reading...

گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود

گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود شعف لیلی‌و مجنون بنظر کم نشود مهر چندانکه کشد تیغ و نماید حدت ذره دلشده را آتش خور…

Continue Reading...

گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست

گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست رقم از غالیه بر گل زده کاین خط غبارست رشته‌ئی برقمر انداخته کاین مار سیاهست نقطه‌ئی برشکر…

Continue Reading...

گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست

گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست گفتا که پری را چکنم رسم چنانست گفتم که نقاب از رخ دلخواه برافکن گفتا مگرت آرزوی دیدن…

Continue Reading...