گر دلم روز وداع از پی محمل میشد
گر دلم روز وداع از پی محمل میشد تو مپندار که آن دلبرم از دل میشد هیچ منزل نشود قافله از آب جدا زانکه پیش…
گر سر صحبت این بی سر و پایت باشد
گر سر صحبت این بی سر و پایت باشد بر سر و چشم من دلشده جایت باشد پای اگر بر سر من مینهی اینک سر…
گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
گر راه بود بر سر کوی تو صبا را در بندگیت عرضه کند قصه ما را ما را به سرا پردهٔ قربت که دهد راه…
گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست
گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست ور سر کشد تنعم من در جفای اوست گر میبرد ببندگی و میکشد ببند آنست رای اهل…
گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم ور خطائی رفت از آن بازآ که ما باز آمدیم گر تو صادق نامدی در مهر…
گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل ور خرمن گل خواهی از خار مترس ای دل چون زهد و نکونامی بر باد هوا…
گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود
گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود چکنم صبر کنم گر چه میسر نشود صورت حال من از زلف دلاویز بپرس گر ترا از من…
گر میکشندم ور میکشندم
گر میکشندم ور میکشندم گردن نهادم چون پای بندم گفتم ز قیدش یابم رهائی لیکن چو آهو سر در کمندم سرو بلندم وقتی در آید…
گر نگویم دوستی از دوستانت بودهام
گر نگویم دوستی از دوستانت بودهام سالها آخر نه مرغ بوستانت بودهام گر چه فارغ بودهام چون نسر طایر ز آشیان تا نپنداری که دور…
گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
گر من خمار خود ز لب یار بشکنم بازار کارخانهٔ اسرار بشکنم بر بام هفت قلعهٔ گردون علم زنم دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم در…





